lesson 7 - Eating Flashcards
radically
اساسا - از ریشه - از بیخ
junk food
غذای ناسالم
nutritious
مغذی - دارای ارزش غذایی بالا
go on a diet
گرفتن رژیم غذایی
diet
عادت غذایی، رژیم غذایی
processed foods
غذای کنسروی یا آماده - غذای کنسروی
last
طاقت - دوام داشتن - اخرین
additive
ماده افزودنی -
food additives
افزونه های شیمیایی غیرطبیعی
contribute
موجب شدن - کمک کردن
balanced diet
رژیم غذایی متعادل
including
شامل
nourishing meals
وعده های غذایی مقوی و دارای ارزش غذایی
prepare
آماده کردن - تهیه کردن
nourishing
مقوی، مغذی
outrageous
گزاف - قیمت های گزاف - ظالمانه
fresh produce
محصولات کشاورزی تر و تازه
fresh
تر و تازه
quick snack
وعده غذایی سبک و سریع
eat in moderation
غذا خوردن متعادل
moderation
اعتدال
watch
مواظب بودن - ساعت
portion size
میزان غذای مصرفی
home-cooked meal
غذای خانگی
The other day
چن روز پیش
hearty
دلچسب
thick
غلیظ
flavor
طعم، مزه
ingredients
محتویات
hearty stew
غذای مفصل و سنگین
beans
حبوبات
healthy appetite
خوش اشتها
capacity
ظرفیت - توانایی
a second helping
بشقاب دوم- مثلا کسی که خیلی شکمو هستش
filling
پر ملات
barely
به سختی
international cuisine
غذای بین المللی - آشپزیه بین المللی
experience
تجربه
food poisoning
مسمومیت غذایی
contaminated
آلوده کردن
spoil
خراب کردن
appetite
اشتها
spoil appetite
کور کردن اشتها