general Flashcards
graceful
برازنده
the long, graceful neck of a swan
elapse
سپری شدن
abide
پایبند بودن
spawn
تخم ریزی
stalled
متوقف شده
kudos
قدردانی
bias
جانبداری
clumsy
ناشیانه
adoptable
قابل قبول
ambitious
بلند پروازانه
consider
در نظر گرفتن
tenet
اصل
sane
عاقل
tightly
محکم
farewell
بدرود
annoyance
دلخوری
sacrilegious
مقدس
blush
سرخ شدن
سرخ شدن در اثر خجالت
hitch
تکان دادن
hiccup
سکسکه
worst
بدترین
rant
بیهوده گویی
tame
اهلی
confront
روبرو شدن با
vendor
فروشنده
commodity
کالا
feasible
شدنی
considerations
ملاحظات
intensive
متمرکز
Volatile
فرار
modest
فروتن، نسبتا کم
prudent
محتاط، معقول
consume
مصرف کردن
Admission
پذیرش
rundown
خلاصه
symptoms
علائم
collocation
همانند
prepositional
حرف اضافه
keen on
مشتاق
affirmative
مثبت
thought
فکر
hostel
خوابگاه
influnce
نفوذ
linguist
زبان شناس
avalanche
بهمن
literature
ادبیات
trilogy
سه گانه
cario
قاهره
admire
تحسین
passage
پاساژ
گذرگاه
قطعه
عبارت
regard
توجه
corps
سپاه
oriental
شرقی
extensive
گسترده
fluent
روان
sect
فرقه
career
حرفه
commentary
تفسیر
overtaking
سبقت گرفتن
She overtook the other runners and went on to win the race.
fountain
فواره
mitigation
کاهش
drip
چکه
leak
نشت
soil
خاک
potting soil
خاک گلدان
reveal
آشکار کردن
emerald
زمرد
thriller
هیجان انگیز
mystery
رمزآلود
beetle
سوسک
housefly
مگس
sneakers
کفش ورزشی
slipper
دمپایی
high heels
کفش پاشنه بلند
gloves
دستکش
sloppy
شلخته
comb
شانه
dryer
سشوار
towel
حوله
faucet
شیر آب سینک ظرفشویی
comb
شانه
dryer
سشوار
towel
حوله
faucet
شیر آب سینک
untidy hair
موی نامرتب
carpet
موکت و فرش
rug
قالیچه
fireplace
شومینه
spice
ادویه
bark
پوست درخت
پارس سگ
fennel
رازیانه
mustard
خردل
chili
فلفل
cinnamon
دارچین
clove
میخک
turmeric
زردچوبه
ginger
زنجبیل
compromise
به خطر افتادن
polite
مؤدب
aggressive
خشونت آمیز
intonation
لحن
literature
ادبیات
deal
سر و کار داشتن
babysitter
پرستار بچه
instructor
مربی
assistant
دستیار
sales associate
همکار فروش
tutor
معلم خصوصی
cashier
صندوقدار
clerk
منشی
masquerade
بالماسکه
voyage
سفر دریایی
attic
اتاق زیر شیروانی
I let you know
خبرت میکنم
whisker
سبیل
resemble
شبیه
mosquito
پشه
breeze
نسیم
argued
استدلال کرد
acquire
به دست آوردن
intention
قصد
intruder
مزاحم
propagate
رواج دادن
redacted
ویرایش شده
arbitrary
دلخواه
volunteer
داوطلب
snappy
تند
beforehand
از قبل
tombstone
سنگ قبر
scrape
خراش دادن
rely
تکیه کردن
perceive
درک کردن، فهمیدن
perpetual
همیشگی
moderate
در حد متوسط
crucial
حیاتی
envisage
پیش بینی
realising
متوجه شدن
contention
مشاجره
negligible
قابل اغماض
idempotent
ناتوان
versatile
همه کاره
تطبیق پذیر
anticlimactic
ضد اقلیم
خلاف انتظار
intuitive
شهودی
scream
فریاد زدن
whisper
نجوا
پچ پچ
harvester
دروگر
skew
کج شدن
backported
پشتیبان گیری شده
severity
شدت، سختی
feasibility
امکان پذیری، شدنی
cadence
آهنگ و ریتم
compromising
سازش
coalescing
ادغام
transmit
انتقال، رساندن