G 2 Flashcards
Sort
noun
/sɔːt/
گونه
آدم، شخص
دستهبندی کردن، طبقهبندی کردن،
جدا کردن، سوا کردن
(عامیانه) مرتب کردن، منظم کردن
discuss
verb [ T ]
/dɪˈskʌs/
(موافق یا مخالف چیزی) حرف زدن، بحث کردن
discussion
noun
/dɪˈskʌʃ.
بحث، گفتگو
distraction
/dɪˈstræk.ʃ
موجب حواسپرتی
سرگرمی، تفریح
doctor
/ˈdɒk.tər/
(در اصل) معلم، دانشمند، دانا، دکتر
پزشک
(عامیانه) درمان کردن
تعمیر کردن
بهبود بخشیدن
(به منظور تقلب و غیره) دست بردن در
(عامیانه) پزشکی کردن
early
adjective, adverb
/ˈɜː.li/
اوایل
زود
پیش از موقع
به زودی
Easygoing
/ˌiː.ziˈɡoʊ.ɪŋ/
(آدم) آسانگیر
باگذشت
بی قید
energetic
/ˌen.əˈdʒet.ɪk/
پر انرژی
پر تلاش
engineering
/ˌen.dʒɪˈnɪə.rɪŋ/
مهندسی
enjoy
/ɪnˈdʒɔɪ/
لذت بردن
بهره مند شدن
enrol
/ɪnˈrəʊl/
to put yourself or someone else onto the official list of members of a course, college, or group
entire
/ɪnˈtaɪər/
کامل، تمام
سرتاسر، همه
یکپارچه
دست نخورده، ناب
بی عیب، سالم
environment
/ɪnˈvaɪ.rə.mənt/
محیط
محیط زیست