F.U1 Flashcards
English vocabulary
Pillow
بالش
Blind
کور نابینا
Get up
بیدار شدن
Exercise
نرمش کردن
Catch the bus
اتوبوس سوار شدن
Go online
در اینترنت بودن
Brush teeth
مسواک زدن
Take a shower
دوش گرفتن
Host family
خانواده یا سرپرست دوم که موقتا با آنها زندگی میکنی
Sightseeing
به گردش رفتن
دور زدن در شهر
During
در طول
Daily life
Daily activity
فعالیت روزانه
Cattle farm
گاوداری
Coast
Beach
Bank
Seaside
ساحل ، کنار دریا
Instead
به جای
Athletic
ورزش تمرین
Folk dancing
رقص محلی و سنتی
Cross country skiing
اسکی خارج از شهر
Practice
تمرین کردن
Switch off
خاموش کردن
Midday
وسط روز
Lectures
دروس دانشگاهی
Bit
مقدار کم
Flat mate
هم خانه
Bin
سطل زباله
Pile
انداختن
توده کردن
کپه کردن
Tidy
پاکیزه و مرتب کردن
Lazy
تنبل سست
Rubbish
آشغال
زباله
Wash up
Clean the dishes
Tidy up
Put things away
Prepare
آماده کردن
Put the rubbish out
Take out the bins
Do the cleaning
Do the housework
At least
حداقل
Description
Describe
توضیح
توضیح دادن شرح دادن
Hesitate
تامل کردن
مردد بودن
Unless
مگر اینکه
جز اینکه
Straight away
راست مستقیم
Very fast
A noise
سر و صدا کردن
A mess
نامرتب و آشفته کردن
Shouts
فریاد زدن
Fill
پر کردن
Checkout
محل خروج