F_s01-e23 Flashcards
Contraction
انقباض
Chubby چابی
خپل، چاق، گوشتالو
Resent ریزِنت
منرجر شدن، رنجیدن از، اظهار تنفر کردن،
انجل ح با اینکه دوباره رفته زن یکی دیگه شده و ری زن شده، بهز از اونج منزجرش می شود
Hypothetical
فرضی
Knapsack نَپ سَک
کوله پشتی
Threat ثرِت
تهدید
Ironic آیرانیک
طعنه آمیز، کنایه دار
Instance اینستِنس
به عنوان مثال، نمونه، مثل
Asset
دارایی
Assess
ارزیابی
Haze
مه آلود، محو، نا مطمئن
Mow
چیدن، چمن زدن، هرس کردن
Lawn
چمن، علفزار، کپه چمن
Literal
تحتاللفظی،حرفی،لفظی،واقعی،دقیق،معنیاصلی
جزء به جزء، حرف به حرف، کلمه به کلمه
Literally
(Adverb)کلمهبهکلمه،لفظبهلفظ،واژهبهواژه،موبهمو،جزءبهجزء
(Adverb)بطورتحتاللفظی،بهمعنایحقیقیکلمه،بهمعنایواقعیکلمه
(Adverb)(محاوره)واقعا،جدا،جدیجدی،راستیراستی
Bowed down
رو به پایین خم شدن
Determine
تصمیمگرفتن،مصممشدن،حکمدادن،تعیینکردن, محاسبه کردن
Intend
قصدداشتن،خیالداشتن،فهمیدن،معنیدادن،برآنبودن،خواستن
Intention
قصد،منظور،خیال،غرض،مفهوم،
نیت،قصد،مرام،مفاد،معنی،منظور،مصمم
نیت،قصد،مرام،مفاد،معنی،منظور،مصمم