english to persian Flashcards
expect
انتظار
effort
تلاش
have to
باید
مثلاYou have to pay money یعنی تو باید پولی رو پرداخت کنی
countryside
حومه شهر
take your time
He is taking his time
عجله نکن
عجله نمیکند
twin
دوقلو
جفت
They are using the front lawn as a soccer pitch.
آنها از چمن جلویی به عنوان زمین فوتبال استفاده می کنند.
I’ll be up late
من تا دیروقت بیدار میشم
Nothing lasts forever.
هیچ چیز برای همیشه ماندگار نیست.
postpone it until next week
آن را به هفته آینده موکول کنید
I’ll get Susan to help you.
No need. I’ll be alright. Thanks though.
از سوزان می خواهم به شما کمک کند.
نیازی نیست. من خوب می شوم هر چند ممنون
Suit yourself
هرجور راحتی
(مناسب خودت باش)
who saw that coming
I saw that coming
کی فکرش رو میکرد؟
من پیشبینی میکردم
(دیدم که می آید)
you’ll be back on your feet in no time.
شما در کمترین زمان روی پای خود خواهید ایستاد
my gut tells me
حسم بهم میگه که …
I think I’ll pass
زمانی استفاده می شود که نمی توانید کاری را انجام دهید یا چیزی را که پیشنهاد می شود قبول کنید
reject
refuse
We’re going to redecorate the interior of the shop.
ما قصد داریم فضای داخلی مغازه را بازسازی کنیم.
i don’t budget
من بودجه ندارم
بودجه: حساب درامد و خرج
I don’t buy things on sale.
من چیزها را از حراجی نمی خرم.
I get shirts or ties for Christmas gifts
من برای هدایای کریسمس پیراهن یا کراوات می گیرم
Sorry to bother you.
ببخشید که مزاحم شدم.
I don’t have to buy them
من مجبور نیستم آنها را بخرم
Sounds like you’re an easy person to give a present to.
به نظر می رسد که شما فردی هستید که به راحتی می توان به او هدیه داد.
those things are expensive.
آن چیزها گران هستند
I waste money on traveling.
من پول را در سفر هدر می دهم.
that’s where a lot of my money go.
آنجاست که مقدار زیادی از پول من می رود.
when you travel, do you save money?.
وقتی سفر می کنید، آیا در پول خود صرفه جویی می کنید؟
I try to all the time. But, usually the plane ticket is so expensive that a lot of my savings is already gone.
من همیشه سعی می کنم. اما، معمولاً بلیط هواپیما آنقدر گران است که بسیاری از پس انداز من قبلاً از بین رفته است.
I buy my dinner at the supermarket almost every day.
من تقریبا هر روز شامم را از سوپرمارکت می خرم.
I don’t. I usually get bored if I eat out too much, because even though I am not a very good cook, there are some thing that I cook that I like to eat. So, I would miss those things. So, no, I don’t waste money on eating out.
من این کار را نمی کنم. من معمولاً اگر زیاد بیرون غذا بخورم حوصله ام سر می رود، چون با وجود اینکه آشپز خوبی نیستم، چیزهایی هست که می پزم و دوست دارم بخورم. بنابراین، دلم برای آن چیزها تنگ خواهد شد. بنابراین، نه، من پول را برای غذا خوردن هدر نمی دهم.
You have to teach me your tricks. You have to teach me your tips on saving money.
تو باید ترفندهایت را به من یاد بدهی. شما باید نکات خود را در مورد پس انداز پول به من بیاموزید.
don’t screw with us
screw with
کاری با ما نداشته باش
(ما را اذیت نکن)
screw with
فریب دادن، اسکل کردن ، دست انداختن ، اذیت کردن کسی
I love you guys.
بچه ها، من شما را دوست دارم
take them with us
آنها را با خودمان ببر
hold up
صبر کن
mine is better than yours!
مال من بهتر از مال تو است !
that book is mine
آن کتاب از آن من است.
آن کتاب مال من است.
there is nothing wrong with it
There’s nothing wrong with having friends over
هیچ اشکالی ندارد که …
اشکالی نداره که دوستاتو آوردی خونه.
there is nothing to it
there’s nothing in it
اصلا کاری ندارد، آسان است
بی اساس است
down the road
…
Lots of things will have changed a few years down the road.
…………….
go down that road
…
We haven’t decided if we want to move yet, but if we go down that road, there’ll clearly be no way back.
در آینده، در این حوالی
…
خیلی چیزها چند سال بعد تغییر خواهند کرد.
……………
تصمیم گرفتن به انجام کاری به روش خاص
…
ما هنوز تصمیم نگرفتهایم که میخواهیم حرکت کنیم یا نه، اما اگر از آن مسیر برویم، به وضوح راهی برای بازگشت وجود نخواهد داشت.
but there isn’t time
there is no time
اما زمانی نیست
is there a problem?
مشکلی هست؟
stay down
آرام باش
Suppose
Suppose that we stay for two weeks. Could we get a cheaper rate then?
فرض کردن، گمان کردن
فرض کنید ما برای دو هفته ماندگارشویم اونوقت میتوانیم با نرخ ارزانتر بگیریم؟
patient
The patient listened carefully to the doctor’s explanation.
Be patient. The bus will be here soon.
صبور، مریض
بیمار با دقت به توضیح دکتر گوش کرد
صبور باشید اتوبوس به زودی به اینجا خواهد رسید
butcher
That hairdresser really butchered my hair
A butcher sells meat
گند زدن، قصاب
آرایشگر جدا به موهام گند زد
قصاب گوشت میفروشد
adorable
What an adorable child!
دوست داشتنی، جذاب
چه بچه دوست داشتنی!
food cost money
babies cost money
غذا هزینه دارد
بچه ها هزینه دارند
never give up
هرگز تسلیم نشو
به تلاشت ادامه بده
he never shuts up
او هیچ وقت ساکت نمیشود
impress
تحت تاثیر قرار دادن
treasure
گنج
تْرِژِر
cuarrel
دعوا، پرخاش
کوا رِل
envious
حسود
اِن ویِ يِس
who are you calling kids ?!
به کی میگی بچه
چه کسی را بچه صدا میکنی
kind of
تا حدی
نسبتا
تقریبا
discuss it with you
در مورد ش با شما صحبت میکنم
hang out
do you want to hang out sometime?
وقت گذراندن (با دوستان)
میخوای یه وقت هایی (با دوستات) وقت بگذرونی؟
if you don’t mind …
اگر مشکلی نداری …
brought
آورده شده
بِرات
accurate
دقیق
relevant
مناسب
مربوط
sink
حفره
گودال
wrap up
NATO defense ministers wrap up their meeting in Brussels today.
Wrap up warmly - it’s bitter outside.
I’ve still got a few Christmas presents to wrap up.
به نتیجه رسیدن، تمام کردن - پوشاندن - پیچیدن، بسته بندی کردن
وزرای دفاع ناتو امروز جلسه خود را در بروکسل خاتمه دادند
خودت را بخوبی بپوشان . هوای بیرون سوزناک است
هنوز چند تا هدیه کریسمس برای بسته بندی کردن دارم
neglect
غفلت
اهمال
Stick around
maybe I could stick around here a bit longer
همین جا بمان
شاید بتوانم کمی بیشتر اینجا بمانم
see off
see her off for her visit
مشایعت کردن
برای دیدارش، پیشش باشم
if it were up to me
اگر به من بستگی داشت
gonna
I’m gonna make a change for once in my life
going to
خواستن، قصد داشتن
….
همانند حالت گرامری، قصد داشتن و خواستن انجام کاری با برنامه قبلی است ولی در wanna که مخفف want to است، در لحظه تصمیم انجام کاری یا قصد داشتن است
…
من “قصد دارم” برای یک بارم شده در زندگیم تغییر ایجاد کنم.
it’s gonna be
It’s gonna be ok
It’s gonna be great
قراره که باشه . . .
همه چی درست میشه
عالی میشه
gone
قسمت سوم go
شده است
رفته است
we are out of the stock
ما در انبار موجودی نداریم
shopping cart
چرخ دستی فروشگاه
checkout
…
check in
پرداخت سفارش
…
پذیرش، ثبت نام کردن، تحویل گرفتن (مخصوصا در هتل)
سر زدن به کسی
speck
ذره لکه
gravity
جاذبه زمین
سنگینی
وقار
matter
موضوع
اهمیت
beat
beat them down
زدن، کتک زدن
ضربان
…
پایین زدن
drawn
overdrawn
جذب شده
اضافه برداشت (حساب بانکی)
afford
موجب شدن، از عهده برامدن
اِ فورد
assure
اطمینان دادن، خاطرجمع کردن، بیمه کردن
اِ شّور
banishment
تبعید، اخزاج
بَنیش مِنت
wee
کوچولو، اندکی
so that
Close the door so that the cold air doesn’t come in.
به طوری که
چنان که
برای اینکه
در را ببندید تا اینکه هوای سرد داخل نیاد
so that
Close the door so that the cold air doesn’t come in.
به طوری که
چنان که
برای اینکه
در را ببندید تا اینکه هوای سرد داخل نیاد
Close the door so that the cold air doesn’t come in.
so that
در را ببندید تا اینکه هوای سرد داخل نیاد
برای اینکه، بطوریکه، چنانکه
Close the door so that the cold air doesn’t come in.
so that
در را ببندید تا اینکه هوای سرد داخل نیاد
برای اینکه، بطوریکه، چنانکه