B1 - S1 - L4 - Major Schools of Thought in Psychology (Part I) Flashcards
School
مكتب
Debate
مناقشه
بحث و گفتگو
Describe
شرح دادن
توصيف كردن
تعريف كردن
Establish
تاسيس كردن بنا نهادن داير كردن بر پا كردن تشكيل شدن
Represent
نشان دادن نمایش دادن نمایاندن وانمود کردن بیان کردن ارائه كردن
Structuralism
ساخت گرايى
ساختارگرايى
Advocate
حمايت كردن
Founder
موسس
بنا كننده
برپا كننده
Almost
تقريبا
Immediately
بی درنگ، زود عاجل فورا بی واسطه مستقیما بلافاصله
Vie
رقابت كردن
Dominance
سلطه گرى
Thought
فكر
انديشه
تفكر
In the past
در گذشته
Past
گذشته
Today
امروز
Future
آينده
Identify
شناختن
شناسايى كردن
Exclusively
منحصراً
انحصاراً
فقط
Eclectic
التقاطى
Outlook
ديدگاه
نظرگاه
چشم انداز
دورنما
Draw on
گرفتن از
نزدیک شده (به)
Rather than
تا
تا اينكه
به جاى
به جاى اينكه
Hold
حمايت كردن از
نگه داشتن
Singular
منفرد
تک
Idea
انديشه
تصور
فكر
ايده
Functionalism
كاركرد گرايى
Break down
تجزيه كردن
تفكیک کردن
Into
توى
در ميان
به سوى
Component
مولفه
جزء
Basic
اساسى
اصلى
بنيادى
Include
در بر داشتن
شامل شدن
Reduce
كاهش دادن
كاهش يافتن
تقليل يافتن
Elements
عنصر
Inner
درونى
Form
تشكيل شدن
تشكيل دادن
شكل گرفتن
شكل
Reaction
واكنش
Unlike
بر خلاف نا مساوى نا همانند بى شباهت نا جور
Well-known
مشهور
شناخته شده
Associate
مربوط ساختن مربوط شدن به هم ربط دادن متحد كردن پيوستن
Instead
در عوض
به جاى آن
Author
نويسنده
مولف
Note
بيان كردن
اظهار داشتن
ذكر كردن
خاطر نشان كردن
Historian
تاريخ نويس
مورخ
Even
حتى
هم
بلكه
Question
پرسش
پرسش كردن
پرسيدن
ترديد كردن در
Whether
چه
خواه
آيا
Consider
توجه كردن
در نظر گرفتن
Formal
معين
صورى
رسمى
Formalize
رسمى كردن
رسميت دادن
Formalized
رسمى
Set
مجموعه
Interest
علاقه مند بودن
علاقه مند كردن
علاقه
رغبت
Role
نقش
وظيفه
Interested
علاقه مند
دلبسته
Play
بازى كردن
بازى
Gestalt Psychology
روانشناسى گشتالت (روانشناسى هيأت نگر)
Upon
روی
بر
بالای
با
Based upon
بر اساسِ
Unified
يكپارچه
Whole
كل
Late
اخير
اواخر
دير
During
طى
در طى
هنگام
Response
پاسخ
واكنش
جوابگويى
Molecular
مولكولى
Century
قرن
Instead of
به جاىِ
به عوضِ
در عوضِ
According
با توجه
Greater
بزرگتر
Sum
مجموع
Became
شدن
آمدن به
تبديل شدن
Dominant
غالب بارز مسلط سلطه گر برتر برجسته چیره
Suggest
اظهار كردن
اشاره كردن بر
پيشنهاد كردن
Environmental
محيطى
Explain
توضيح دادن
شرح دادن
Cause
علت
سبب
Internal
درونى
Force
نيرو
وادار كردن (فعل)
Observable
قابل ملاحظه
پيدا
معلوم
Learning
يادگيرى
Classical
کلاسیکى
مربوط به کلاسیک
سنتى
باستانى
Classical Conditioning
شرطى سازى کلاسیک
Conditioning
شرطى سازى
شرطى شدن
شرطى كردن
Operant
كنشگر
عامل
Operant Conditioning
شرطى سازى كنشگر
شرطى سازى عامل
Great
بزرگ
مهم
عظيم
Deal
مقدار
اندازه
معامله
معامله كردن (فعل)
Focus
كانون
تمركز
مركز توجه
Token Economy
اقتصاد ژتونى
Aversion
بيزارى
اجتنابى
Aversion Therapy
درمان اجتنابى
Frequently
غالبا
بارها
مكرراً
كراراً
Modification
تغيير