10-11 Flashcards
جبّار
مسلط
یکی از صفات خدا
جفا
بی وفایی، ستم
ریحان
هر گیاه سبز و خوشبو
صدّیق
بسیار راستگو
طَرَب
شادی
عداوت
دشمنی
غِنا
سرود، نغمه، آوازخوانی، دستگاه موسیقی
فُرقت
جدایی، دوری
کایدان
جمع کاید، حیله گران
کوتاه نظری
اندک بینی، عاقبت اندیش نبودن
کَید
حیله و فریب
لئیمی
پستی، فرومایگی
محنت
اندوه، ناراحتی
مَلِک تعالی
خداوند والامرتبه
نقض
شکستن، شکستن عهد و پیمان
وُصلت
جمع وصل، اتصال، پیوستگی
احادیث
جمع حدیث، روایات، سخن ها
از بهر
برای
آفت
بلا، آسیب، گزند
آموزگار
معلم، اندرزگوی
آویخته
چنگ زده، آویزان شده، معلق
باری
خلاصه، القصه
بدایت
آغاز، اول چیزی، مخالف نهایت
بستان
بوستان، باغ، گلزار
بند
زنجیر و ریسمان، گره، حبس
بی خویشتن
از خود بی خود، مدهوش، بیهوش
تقدیر
قضا و قدر، خواست خدا
جامه
لباس، تن پوش
جاودان
بی پایان، جاویدان، همیشگی
حبس
زندان
حسن صورت
زیبایی چهره، زیبایی ظاهر
حکمت
دانایی، علم، راستی
خلق
مردم، انسان
راحت
آسودگی، آسایش
رحمان
مهربان، بخشاینده
روا
جایز، سزاوار، حلال
زینت
آرایش، آنچه با آن آرایش کنند، آذین، پیرایه، آرایه
سجع
آواز کبوتر، آمدن کلمات هماهنگ در پایان عبارات
سودایی
عاشق، دیوانه، مجنون، سودازده
سهل
آسان، هموار، نرم، روان
سیرت
باطن، متضاد صورت (ظاهر)
شاید
شایسته است، سزاوار است
صبر
شکیبایی، بردباری
عالمیان
مردم جهان
عنایت
توجه، التفات
کریمی
کریم بودن، بخشندگی، جوانمردی
کمال
معرفت، کامل شدن، آراستگی صفات، خردمندی
گونه
نوع، رنگ
لکن
ولی، اما
ماکر
مکر زننده
مخلوق
موجود، خلق شده
مفتاح
کلید
مَلِک
پادشاه، صاحب ملک
نعره
فریاد، بانگ بلند، خروش، غریو
نیکوخو
دارای اخلاق و باطن خوب
نیکورو
دارای صورت و ظاهر خوب
حقه
جعبه، صندوق
خُنُک
خوشا، نیکا
خیال
آرزو، فکر، تصور چیزی در ذهن هنگامی که پیش چشم نباشد
سودا
اندیشه، هوس، عشق
شب رو
شب بیدار، راهزن
لعل
یکی از سنگ های گران قیمت که در جواهرسازی مصرف دارد.
رنگ سرخ این سنگ معروف است
نوش
شهد و عسل، خوشگوار
اسرار
جمع سر، رازها
اوت
او برای تو
ایهام
به تردید و گمان انداختن
آنچ
آنچه
برآید
امکان پذیر باشد، طلوع کند، بالا بیاید
برگرفت
برداشت
بنده پرور
بنده نواز، کسی که رعایت زیردستان خود را می کند
تعالی
بزرگ، والا
ثبات
پایداری، دوام، قرار، استقرار
خموش
ساکت شو
خوبرویان
زیبایان
غربت
دوری از وطن، بیگانگی
غنیمت
مغتنم
قوم و خویش
فامیل و اقوام
کج و کوله
ناراست، کج و معوج، دارای شکل و امتداد ناراست
لابد
ناچار، ناگزیر، گویا، چنان که معلوم است
مردد
دودل، سرگردان
معیشت تنگی
تنگی معیشت، سختی زندگی، بی پولی
ناسازگاری
اختلاف، مخالفت، ناهمگونی
نقش بندی
نقاشی
نگارین
مزین، منقش، منقوش، نقش دار، رنگین
همسایگانه
مربوط به همسایگی
هنرور
هنرمند
یوش
روستایی در مازندران و از توابع بلده
خوشا
چه خوش، ای خوش، مرحبا،احسنت، آفرین
خیزد
بلند شود
درآید
برسد
دلبر
معشوق، محبوب
رحیم
مهربان، رئوف
رسم
روش، قاعده،آیین، عادت، عرف
زینهار
حذر کن، پناه، امان، مهلت، امانت
سرآید
به پایان برسد
طلب کردم
خواستم
عزم
عزم، اراده، آهنگ
کردگار
خالق، خدا،آفریننده، انجام دهنده
کوی
محله، برزن
گفتا
گفت
محض
خالص، ناب، بدون ترکیب، حرف بی چون و چرا
مِهر
محبت، خورشید
مهرورزان
عاشقان
نمایی
آشکار کنی، نشان دهی
تره بار
انواع سبزی های خوردنی و میوه
تلاطم
آشفتگی، به هم خوردن، تنش، جنب و جوش
تمامت
تمام کردن، کامل کردن، باقی مانده
جوانک
پسر جوان، کم سن و سال، شاب، فتی
چابک
زرنگ، سریع، زبردست
چست
چالاک
حدیث
روایت، داستان، ماجرا، سخن
حرفی به کارش بود
ایراد داشت، ماهر نبود
دست نازک
تبحر، مهارت
دلخواه
مطلوب، موردپسند
دلگشا
آنچه باعث شادی و نشاط شود، فرح انگیز، طربناک
دم گرفتیم
فریاد زدیم
رخداد
اتفاق، حادثه
رو نشان نمی داد
محل نمی گذاشت، سرد برخورد میکرد
روا
جایز
رونگاری
از رو کشیدن، تقلید از چیزی
زبر و زرنگ
چابک، زیرک، چست، چالاک
سراینده
شاعر
شستم خبردار شد
مطلع شدم
صورتک
نقاب، ماسک
صورتگری
نقاشی، تصویرسازی
صورت داد
کشید
عَلَم کردن
برپاکردن
کُلّه
برآمدگی پشت پای اسب
کنگره
مجمعی از دانشمندان یا سیاستمداران که درباره مسائل علمی یا سیاسی بحث کنند
گَرته برداری
طراحی چیزی به کمک گرده یا خاکه زنگ یا زغال
نسخه برداری از روی یک تصویر یا طرح
گُرده
پشت، بالای کمر
مخمصه
بدبختی، غم بزرگ، تنگنا
به معنی گرفتاری متداول شده
مرفّه
راحت، آسوده
مَشَوش
آشفته و پریشان
معاشرت
گفت و شنید، الفت داشتن، رفت و آمد
میراب
نگهبان آب، کسی که آب را به خانه ها و باغ ها تقسیم میکند
والصّافّات صفّا
سوگند به فرشتگان صف در صف
وَقَب
هر فرورفتگی اندام چون گودی چشم
وقفی
منسوب به وقف
وقف: زمین یا دارایی و ملکی که برای مقصود معینی در راه خدا اختصاص دهند
اخت شد
مأنوس شد، انس گرفت
ادا
ناز و کرشمه
اسب پردازی
کشیدن اسب
استنباط
برداشت، درک، دریافت
اصلا
در اصل
افتاده
متواضع، خاکی
اهل و عیال
خانواده، زن و بچه
برانگیخت
تحریک کرد
برپا
بلند شدن، ایستادن به احترام کسی
به جدّ
جدی
اسلیمی
تغییر شکل یافته کلمه اسلامی، طرح هایی مرکب از پیچ و خم های متعدد که شبیه عناصر طبیعت هستند
آخُره
چنبره گردن، قوس زیر گردن
بحران
آشفتگی، وضع غیرعادی
بُر خوردن
درمیان قرار گرفتن
بُنشن
خوار و بار از قبیل نخود و لوبیا و عدس
بیرنگ
نمونه و طرحی که نقاش به صورت کمرنگ یا نقطه چین بر کاغذ می آورد و سپس آن را کامل رنگ آمیزی میکند، طرح اولیه