1 Flashcards
مدير مدرسه
School principal
مجري
مدير اجرايي
هييت مديره
executive
تصوير
تنديس
نماد
پيكر
*نماد فرهنگ پاپ
icon
*pop culture icon
متعاقبا
subsequently
درشت
انبوه
بي تربيت
سود ناويژه
شرم آور
وحشي
gross
انتقادي
Critically
پيشرفت غير منتظره
breakhthrough
تصميم گرفتن
مشخص كردن
تعيين كردن
determine
ديدن
مشاهده كردن
ملاحضه كردن
observe
حفظ كردن
تامين كردن
محفوظ داشتن
secure
محدود كردن
به قناعت واداشتن
كم كردن
stint
ظاهرش رو محدود كردن
a stint of appearances
قرارداد
عقد
contract
بوته
تاك
درخت مو
Vine
تلاش
effort
مواجه شدن با مشكل
deal with a problem
مواجه شدن
Face
حمايت كردن
supportive
به هم كمك ميكنند در مواقعي كه نياز
give a helping hand whenever they are in need
عادت دادن
addicted to= feeling a need to
خوشايند
مطبوع
دلپذير
pleasant
ناخوشايند
نامطبوع
unpleasant
تگرگ
hail
شرح دادن
توصيف كردن
describe
نسل
قبيله
پشت
توليد
توليد نيرو
generation
نام نسل
generation name
اسم روي كارت شناسايي
given name
روز اول سال
the first day of year
اكثريت
*اكثريت مردم
majority
majority of people
هم اسم
namesake
از روي اسم كسي گذاشتن
name after
فعل انتخاب كردن اسم براي شخص
Pick
My mother pick my name
مسئوليت بزرگ
hold responsibility
خاصيت
ويژگي
property
متقاعد كردن
convince
ساده
عادي
معمولي
پيش پا افتاده
ordinary
تلفظ كردن
pronounce
چالش نهايي
ultimate challenge
نهايي
دورترين
Ultimate
بالاخره
سرانجام
ultimately
)adv)
خارق العاده
فوق العاده
شگفت آور
خيلي خوب
extraordinary
پرهيجان
برانگيخته شدن
excited
عطسه
sneeze
سرفه
cough
چهارراه
crossroad
نزديك شدن
approache
اوايل سال
early year
انبوه جمعيت
masses
شكست مشهور
famous failure
با درد شديد
severe pain
فوت شده
مردن
pass away
تاسيس كردن
establish
حتي
بلكه
even
با ارزش
valuable
مشوق
challenging
باور كردن
معتقد بودن
اعتقاد داشتن
ايمان اوردن
عقيده داشتن
believe
)v)
سازمان
تشكيلات
organization
فرصت
مجال
موقع
opportunity
خواب ديدن
dream
خواب
خيال
dream
قهرمان
پهلوان
مبارز
championship
مقام
شغل
احوال
دوره زندگي
حركت
سرعت
carrer
n
سرمايه گذار
investor
سهم كسي را خريدن
buy out
صحنه بين المللي
international stage
طبقه
پله
مرحله
صحنه
stage
پيش رو
پيشگام
پيش قدم
pioneer
شروع كردن
لطفا شروع كن
Go ahead
Please go ahead
تمام شد
Is over
The quiz is over
اشاره
راهنمايي
hint
I will give you a hint
مهيج
exciting
اخبار مهيج
exciting news
ترفيع گرفتن
get promotion
مريض شدن
get sick
گم شدن
get lost=lose
برو گمشو
get lost
اخراج شدن
get laid off
شغل پيدا كردن
get a job=find job
تو دردسر افتادن
get in trouble
تماس گرفتن با
رابطه برقرار كردن
get in touch with
در ارتباط بودن
get in touch
صدمه ديدن
get hurt
Get injurd
استخدام شدن
get hired
شفا يافتن بهتر شدن
get better # get worse
خوب شدن رابطه
پيشرفت در رابطه
ساختن با ديگران
با ديگران جور بودن
get along
وارد بحث شدن
وارد شدن
عادت كردن
دچار شدن
get into
ترقي دادن
ترفيع دادن
ترويج دادن
promote
پيشرفت
ارتقا براي كار
ترقي
ترويج
ترفيع
promotion
با سياست
politic
سياست
politics
ادبيات
literature
نابغه
genius
دست ياغتن
رسيدن
achieve=get
موفقيت بزرگ
achievement
نقطه نظر
Point of view
خرده
ذره
bit
خيلي كوتاه
خيلي كوچيك
اندك
Little bit
شورا
انجمن
مجلس
Council
جلسه شورا
council meeting