504 farsi part 3 Flashcards
Miniature
مدل کوچک
Source
منشاء، منبع
Excel
بهتر بودن از
Feminine
زنانه، مربوط به زنان
Mount
بالا رفتن از
Compete
رقابت کردن
Dread
ترسيدن از
Masculine
مردانه، مثل مردها
Menace
خطر، تهديد
Tendency
گرايش، تمايل
Underestimate
دست کم گرفتن
Victorious
فاتح، پيروز
Numerous
بي شمار، زياد
Flexible
انعطاف پذير
Approach
نزديک شدن به
Detect
يافتن، پيدا کردن
Defect
عيب، نقص
Employee
کارمند، کارگر
Neglect
بي توجهي کردن
Deceive
فريب دادن
Undoubtedly
بي ترديد
Popular
پر طرفدار، محبوب
Thorough
کامل، تمام عيار
Client
موکل، مشتري
Comprehensive
جامع، کامل
Defraud
گول زدن
Postpone
تاخير انداختن
Consent
موافقت کردن
Massive
بزرگ، عظيم
Capsule
کپسول
Preserve
محافظت کردن
Denounce
سرزنش کردن
Unique
منحصر به فرد
Torrent
سيل، موج
Resent
رنجيدن از
Molest
اذيت کردن
Gloomy
تيره، تيره و تار
Unforeseen
غير منتظره، غير مترقبه
Exaggerate
مبالغه کردن
Amateur
غير حرفه اي
Mediocre
معمولي، متوسط
Variety
تنوع، گوناگوني
Valid
معتبر
Survive
زنده ماندن
Blend
مخلوط کردن
Visible
قابل ديدن
Expensive
گران،گران قيمت
Talent
استعداد
Devise
انديشيدن، کشيدن
Wholesale
وسيع، عمده
Vapor
بخار
Eliminate
رفع کردن، قطع کردن
Villain
آدم شرور
Dense
انبوه، متراکم
Utilize
به کار گرفتن
Humid
مرطوب، شرجي
Theory
نظريه، تئوري
Descend
فرود آمدن
Circulate
چرخيدن، گشتن
Enormous
بسيار بزرگ
Predict
پيش بيني کردن
Vanish
ناپديد شدن
Tradition
سنت، رسم
Rural
روستايي
Burden
بار، بار سنگين
Campus
محوطه دانشگاه
Majority
اکثريت، اعظم
Assemble
جمع شدن
Explore
بررسي کردن
Topic
موضوع، مبحث
Debate
بحث، مجادله
Evade
طفره رفتن از
Probe
جست جو کردن در
Reform
اصلاح کردن
Abandon
ترک کردن
Keen
تيز، مشتاق
Jealous
حسود
Tact
تدبير، کارداني
Oath
قسم، سوگند
Vacant
خالي، بدون متصدي
Hardship
سختي، مشقت
Gallant
دلير، شجاع
Data
اطلاعات
Unaccustomed
ناآشنا، خو نگرفته
Bachelor
مرد مجرد، مجرد
Qualify
صلاحيت داشتن
Corpse
جسد، جنازه
Conceal
پنهان کردن
Dismal
گرفته، غم انگيز
Frigid
بسيار سرد،سرد
Inhabit
ساکن شدن
Numb
بي حس، کرخت
Peril
خطر، مخاطره
Recline
دراز کشيدن
Shriek
جيغ زدن، جيغ
Sinister
شيطاني، شرور
Tempt
وسوسه کردن
Wager
شرط، شرط بندي
Typical
عادي، معمول
Minimum
حداقل
Essential
ضروري، واجب
Scarce
کمياب، نادر
Annual
سالانه
Persuade
متقاعد کردن